تبليغاتX
خاک سرد

خاک سرد

خاک سرد،آرامشی ابدی

دلم می خواست به جای آلت تناسلی مردانه در شورت مارک دار خود اندامی به نرمی برف  با شیاری

عمیق داشتم دلم می خواست هر ماه رحم  خود را زیر دستانم می گرفتم و از درد عادت  ماهانه بروی

تخت می افتادم  .دلم می خواست در کمد خود نوار بهداشتی always داشتم دلم می خواست  باکره

بودم و سرنوشتم به یک پرده ی صورتی حساس بند بود .دلم می خواست به جای منی   آبی بد بو و

شیری رنگ از اندامم بیرون میزد آن وقت که سر جنس مخالفی را بین پا های خود فشار   می دادم تا

سرش روی حساس ترین ناحیه اندام تناسلیم قرار گیرد .  دلم می خواست آن را دندان  گیرد و من مو

هایش را در دست چنگ  بزنم .دلم  می خواست  مونث بودم  تا سینه  هایم را به زور در دهانش می

چپاندم و او چاره ای جز مکیدن آن نداشت آه دلم می خواست دختر بودم تا تمامی پسران عالم در کف

اندام     گرم و تنگ و   لزج من باشند  و  من مدام برای همه ی آن ها ناز کنم   و   آن ها  را در خماری

 بگذارم دلم می خواست دختر بودم تا سیل پسران به بلاگم سرازیر شود...... 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 18:36 توسط darkness |


این صداهای مشکوک

این بالا و پایین رفتن ها

این کشیده شدن ها

همه مشکوک به نظر می رسد

گمان کنم واگن های مترو و زمین روابط مشکوک دارند با هم آن هم از نوع جنسی!

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:6 توسط darkness |


کلمبیا مرد .....

چون خودم به وجود اوردمش

حالا هم دوست داشتم بکشمش

گاهی اوقات مردن از نون شب واجب تره

پی نوشت: خودمم دارم میمیرم.کی داره من رو میکشه؟

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 16:29 توسط darkness |


می خوام لباتو رو لبام بذاریی تا همیشه... و همه چی تموم شه!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:6 توسط darkness |


فکر می کنم آخرش یکی پیدا شود عقایدم را قبول داشته باشد

اینجا کسی ندارد قبول؟

اما لاقل یک خوبی دارد اینجا خودم خودم را قبول دارم

پی نوشت ۱: و این کافی  است

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 18:34 توسط darkness |


لبهای تلخمو بوسیدی و گلایه ای نکردی
دستهای سردم رو فشردی و گلایه ای نکردی
نبودنم رو سکوت کردی و گلا یه ای نکردی
اما حالا منم که گلایه دارم
از این همه گلایه نکردنت!


+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 5:29 توسط darkness |


سر به بیابان باید گذاشت
وقتی هستی ات را می رنجانی
و حالش را بهم میزنی
و آنگاه است که
مجنون می شوی



+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 2:24 توسط darkness |


بهترین روش خود کشی :

شیر گاز رو باز می کنی ....

دوست دخترت رو لخت می کنی .....

شروع می کنی به سکس ....

اینجوری تا آخرین لحظه عمرت لذت می بری مگه نه

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 20:1 توسط darkness |



haD!S می گه دریا یه قاتله!

اما به نظرم دریا یه عاشقه !


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 4:33 توسط darkness |


Play Staion 2
می زننت
می زنیشون
می کشنت
می کوشیشون
می افتی
له می شی
خفه می شی
شایدم وقتی که عاشق می شی
دسته ی پلی استیشن 2 می ره رو ویبره
مث قلب من وقتی می بینمت!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 2:57 توسط darkness |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

دی 1387

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پیوندها

من و شاید تو
شیب زیاد غدقن
DATE IN MARSH!
kiSh & pAt
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin